خرید بک لینک
شب است ، شب شبِ ميلادِ نازنينِ من است

شبِ تولد دلدار بى قرينِ من است

شب است ، هان چه شبى كه بهار مى زايد

به بسترِ دل زارى كه سخت مى نالد

و روی سینه ی من خاطر و خیال تو باز

هزار بارِ گران یادگار می کارد ...

شب است ، باز همه غرق عالم خوابند

در این میانه دو تن بی قرار و بی خوابند

یکی شبیه تو و دیگری نمی دانم

یکی منم که تو را ، چون تو ، دوست می دارم...

بیا دوباره ز دست جهان بگیر مرا

بگیر تا برویم از میان ثانیه ها

به سمت کلبه ی عشقی که ناب و بی همتاست

بیا دوباره و ، زین آمدن دمی نهراس

نگفته ام به کسی زاهدگاه عشق کجاست

نخوانده ام به کسی شرحِ این پریشانی

نخوانده ام ، تو ولی شرحِ بی قراری را

بدون شرح ، بدون اشاره می دانی ...

مهدی رزاق زاده "ناکام"

نوشته شده در دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ساعت 3:15 توسط آشنا|

برچسب: میلاد, نویسنده: کوروش قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 5:09

صفحه بندی