دوباره بارش باران ، دوباره خاطره ها
و سوت ممتد این مغز پر ز مقبره ها
که تیغ می کشد انگار بر رگ دستم
تمام فاصله ها روی بغض حنجره ها
تو حسن یوسف و یوسف مثال زیبایی
کدام واژه زلیخاست پشت پنجرهها
تمام واژه و ایهام و لف و نشر و مجاز
تویی که نقش زدی شعر من به کنگره ها
نشسته خیره به ره شاعری که "ناکام"است
و با خیال رخت بس نوشته تذکره ها
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:17 توسط آشنا|